ابراهيم عاملي ( موثق )

438

تفسير عاملي ( فارسي )

بين بين شده است . و كسائى همزه را ساقط نموده « و أريتكم » خوانده است و ديگر قاريها با همزه خوانده‌اند . « أَوْ أَتَتْكُمُ السَّاعَةُ » 40 مفسّرين از زجّاج نقل كرده‌اند : معنى ساعة آن هنگامى است كه با صاعقه و صداى هولناك همه ى آفريده ها نابود مىشوند ، و باز نام آن هنگامى است كه برانگيخته مىشوند . « وَتَنْسَوْنَ ما تُشْرِكُونَ » 40 فخر : زجّاج گفته است : يعنى در آن هنگام طورى از آنها رو گردان مىشويد كه مانند فراموش شده هستند . « فَيَكْشِفُ ما تَدْعُونَ إِلَيْه إِنْ شاءَ » 41 فخر : اين آيه ميفهماند كه ممكن است دعا مستجاب شود و ممكن است قبول نشود ، چون گفته شده است : اگر بخواهد مىگشايد آنچه را كه از او خواسته‌ايد ، و در آيت ديگر كه گفته شده است : « ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ » يعنى دعا كنيد تا بپذيرم ، پس هر جا مصلحت يا مشيّت باشد پذيرفته مىشود و گر نه مردود مىشود . « وَلَقَدْ أَرْسَلْنا إِلى أُمَمٍ مِنْ قَبْلِكَ فَأَخَذْناهُمْ بِالْبَأْساءِ وَالضَّرَّاءِ » 42 : مجمع بقرينه ى كلام جمله مختصر شده است : يعنى پيغمبر فرستاديم ، آنها مخالفتشان كردند . ما هم گرفتارشان نموديم . و ابن عبّاس و حسن بصرى گفته‌اند : مقصود از دو كلمه ى آخر فقر است و بيچارگى ، درد است و بيمارى . « لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ » 42 مجمع : زجّاج گفته است : كلمه ى « لعل » در اين جمله بمعنى اميدوارى مردم است و چنين معنى مىشود : گرفتارشان كرديم ، تا آنچه مردم از آنها انتظار داشتند كه تضرّع و زارى كنند و اصلاح شوند نمودار شود . « فَلَمَّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِه فَتَحْنا عَلَيْهِمْ » 44 مجمع : ابو جعفر « فَتَحْنا » با تشديد تا قرائت كرده است . و در معنى جمله مقاتل گفته است : مقصود آن است كه آنچه را پيغمبرشان گفت به كار نبستند ما هم درهاى بسته ى خيرات را بروىشان باز كرديم . ابن عبّاس گفته است : يعنى آنچه پندشان دادند نپذيرفتند ، و